

We're all in the same game, just different levels. Dealing with the same hell, just different devilles
ما همه در یک بازی مشابه اما در سطوح متفاوتی هستیم. در یک جهنم (مهلکه) اما با شیاطین متفاوت رو به روییم.
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام

There are tree solutions to every problem: accept it, change it, or leave it
If you can't accept it, change it
If you can't change it, leave it
سه راهکار برای هر مشکل وجود داره: پدیرفتن، تغییر دادن، رها کردن.
اگه نمیتونی قبولش کنی، تغییرش بده
اگه نمیتونی تغییرش بدی، رهاش کن!
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام


این وبلاگ موضوع به خصوصی ندارد و یا تنها معطوف به موضوع خاصی نیست. مطالب کاملاً عمومی و مربوط به تمام حوزه ها ی علمی، ادبی، هنری و... است.
از اینکه از این وبلاگ بازدید کردید ممنونم. امیدوارم مطالب درج شده مفید و یا حداقل سرگرم کننده بوده باشد. با تشکر...
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
ترجمه داستان آخرین برگ (Last Leaf)
در بالای یک ساختمان آجری (سه مغازه ای) سو و جانسی استادیوم (کارگاه هنری) خودشان را داشتند. یکی از دخترها اهل ماین بود؛ و دیگری اهل کالیفرنیا. انها همدیگر را در یک رستوران، در خیابان هشتم ملاقات کرده بودند. و آنها در سلایقشان در هنر و سالاد تشابهاتی یافتند که منجر به تشکیل استادیو شد.
این اتفاق در ماه می افتاد. اما در ماه نوامبر یک چیزعجیب ( ویروس) سرد و بدون احساس که پزشکان آنرا ذات الریه می نامیدند، در اطراف کلونی شیوع پیدا کرد.(یورش آورد). انگشتهای سردش اینطرف و آنطرف را لمس میکرد. در قسمت شرقی میدان، این ویرانگر گستاخانه قدم میزد، قربانیانش رااز بین
برچسب: آخرین,
نویسنده: سارا خوشنام


Money doesn't grow on trees
پول علف خرس نیست.
They have got money to bu
پولش از پارو بالا میره.
Don't throw your money down the drain
پولت رو حیف و میل نکن.
To be spender
دست به جیب بودن.
To be an extravagant
ولخرج بودن.
That's money for jam
اون یه پول باد آورده است.


این وبلاگ موضوع به خصوصی ندارد و یا تنها معطوف به موضوع خاصی نیست. مطالب کاملاً عمومی و مربوط به تمام حوزه ها ی علمی، ادبی، هنری و... است.
از اینکه از این وبلاگ بازدید کردید ممنونم. امیدوارم مطالب درج شده مفید و یا حداقل سرگرم کننده بوده باشد. با تشکر...
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام


این وبلاگ موضوع به خصوصی ندارد و یا تنها معطوف به موضوع خاصی نیست. مطالب کاملاً عمومی و مربوط به تمام حوزه ها ی علمی، ادبی، هنری و... است.
از اینکه از این وبلاگ بازدید کردید ممنونم. امیدوارم مطالب درج شده مفید و یا حداقل سرگرم کننده بوده باشد. با تشکر...
All Summer in a Day
By Ray Bradbury
"Ready ?"
"Ready.""Now ?""Soon.""Do the scientists really know? Will ithappen today, will it ?""Look, look; see for yourself !"The children pressed to each other like somany roses, so many weeds, intermixed,peering out for a look at the hidden sun.It rained.It had been raining for seven years;thousands upon thousands of dayscompounded and filled from one end to theother with rain, with the drum and gush ofwater, with the sweet crystal fall of showersand the concussion of storms so heavy theywere tidal waves come over the islands. Athousand forests had been
The baby who came to stay
نوزادی که آمده بود بماند
دنی سیفر
زمانی که ما به دو پسرمان، اندرو نه ساله و دیگری مارک شش ساله، نوزادی که برادر کوچکشان بود معرفی کردیم، آنها به سرعت محسور او شدند. برای اینکه وانمود کنیم والدین مدرنی هستیم، خیلی چیزها راجع به حسادت خواهر_ برادری خوانده بودیم. به همین ما به این نتیجه رسیدیم که عکس العمل فرزندان ما غیرطبیعی بود. از برادر یا خواهر بزرگتر نمیتوان انتظار داشت که بچه جدید را با آغوش باز بپذیرد. به هرحال، او گریه می کند، زمان و توجه پدر و مادر را معطوف به خود میکند، و این برای هیچکس پوشیده نیست. طبیعتا بچه های بزرگتر احساس امنیت نمی کنند و به شدت از نوزا